|
|
|
|
![]() اکبر گنجی نقض سیستماتیک و گستردهی حقوق بشر در ایران، مهمترین نقطه ضعف این رژیم است. برملا کردن حقایق ایران در این خصوص، هر چه بیشتر و بیشتر، مردم ایران را از این رژیم دور میسازد.
علی خامنهای نمیتواند حول محور نقض حقوق بشر، اجماعی به سود رژیم تشکیل دهد. اقدامات سرکوبگرانه و سازمان یافتهی رژیم ایران، همان چیزی است که دیوان بینالمللی کیفری آنها را «جنایت علیه بشریت» میخواند. اگر چه ایران، همچون آمریکا و اسراییل، عضو دیوان بینالمللی کیفری نیست، اما میتوان از طریق شورای امنیت سازمان ملل، این پرونده را به دیوان ارجاع داد، همان کاری که با عمر البشیر، رهبر سودان صورت گرفت. ما قادریم با اسناد مورد تایید وکلای بینالمللی نشان دهیم که رهبران ایران 5 مورد از 11 مورد جنایات علیه بشریت را انجام دادهاند.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 21:48 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
||
اکنون دو چالش بزرگ در برابر رژیم قرارگرفته است. چالش درونی یعنی "حکومت اسلامی" در برابر"جمهوری اسلامی"، و چالش بیرونی، یعنی آزادی انتخابات، رعایت حقوق بشر و خواست حقوق برابر شهروندی و تعین حکومت با اراده مردم، نه احکام فقها است. آیا بحران ناشی از این دو چالش بدون توسل به خشونت حل خواهد شد؟ یا روندی که احمدی نژاد و سپاه پیش گرفتهاند مسیر یک انقلاب، یا جنگ داخلی، فراهم آوردن حمله نظامی از خارج، ویا کودتا، یا همه آنها با هم را هموار نخواهد کرد؟ بخش بزرگی از پاسخ به این پرسشها را تصمیم "روحانیت حکومتی" که در بحران کنونی ساکت مانده است، تعین خواهد کرد. آنها بعنوان یکی از دو پایه ی اصلی نظام میتوانند به چگونگی حل بحران کنونی نقش ایفا کنند. پایه ی دیگر قدرت نظام، یعنی سپاه پاسداران، مسیر خشونت، سرکوب و پلیسی کردن کامل جامعه را بر گزیده است است. ادامه مطلب |
|||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 12:3 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
|||
|
|
|
|
|
همیشه برای من این پرسش مطرح بوده که نوشتن از زندانی با جملاتی احساسی و آکنده از استعارات چه کارکردی دارد.بسیاری از دوستان هستند که به یاد عزیزان دربند می نویسند و بدون شک قلم من نه تواناتر از انهاست و نه حاوی نکات جدیدی است که مغفول مانده است.پرسش دیگری مطرح بوده اینکه چرا از دوستان سیاسی بنویسم.صرفا به این دلیل که معروف و مشهور هستندو احیانا سابقه رفاقت دارند؟پس چرا از افراد بی نام و نشان ننویسم که غربت روزگار آنها و خانواده هایشان را در فضایی اکنده از غم و اندوه گرفتار کرده است.به راستی چه فرقی است میان زندانی کهریزک با چهره های سرشناسی مانند حجاریان و زید ابادی و صمیمی و میردامادی و تاج زاه ....؟اگر به خانواده های این افراد سرکشی فراوان می کنند خانواده های زندانیان عادی در غربت و تنهایی چشم انتظار بازگشت عزیزانشان نشسته اند.اگر برخی از رسانه ها از زندانیان سیاسی یاد می کند اما کدام مطبوعه و رسانه از زندانیان عادی یاد می کند.؟ ![]() ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 13:8 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
|
من
هنوز هم باور نکرده ام که تو را دیگر نخواهم دید. تو برای من فقط یک برادر
نبودی، فراتر از همه این ها، همراه و همگام سالیان من بودی. نمی دانم چرا
ولی واقعیت بود که حضورت همیشه برایم مایه آرامش و مسرت بود و حتی عتابت
که بیشتر، سخن گفتنت چنین بود، مهربان تر از همه لبخند های جهان بود. هر
چند کم تر می خندیدی، حتی به ندرت لب به سخن می گشودی. در حسرت حضور
تو، در این سال ها من همه جوانان خانواده را، حتی پسرم را گاه به هیات تو
می بینم و نگاه گم گشته تو را در چشم های آن ها می جویم.نوشتن در باره تو آسان نیست و هرگز فکر نمی کردم که روزی مجبور خواهم بود در رثای تو بنویسم. ![]() ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 12:46 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
![]() تقی رحمانی اه سبز امید می تواند خود را در چهار چوب محدودیت رفتار سیاسی انتخاباتی محدود کند ، این رفتار به هر دلیلی نمی تواند به فراگیری اقشار اجتماعی منتهی شود.راه سبز امید می تواند با رفتار قانون مند و حقوقی مشخص به فراگیری بپردازد فراگیری که بر اساس ایران سه عنصری (اصناف، جنسیت و اقوام)و بر پایه ارتباطی (احزاب ، نهاد های مدنی ، شبکه های اجتماعی )خود را استوار کند. ایران سه عنصری ایرانی فراگیر است و همراه با پایه ارتباطی احزاب و نهاد های مدنی و شبکه های اجتماعی اعم از دوستانه ، خانوادگی و در محیط کار و محله و نیز دبیرستان و دانشگاه منجر به اعتماد ملی بیانجامد.بی گمان با وجود بحران های اقتصادی و اجتماعی اقشار پایین شهری با شور و حال بیشتری به این راه سبز امید خواهند پیوست.البته به شرطی که نکات مزبور را رعایت کند. خطر ناک ترین رفتار ان است که رابطه خود را با مردم بدون به رسمیت شناختن نهاد های مدنی مرجع برقرار سازد.این گونه رفتار به پوپو لیسم منجر خواهد شد.و رفتار شبکه ایی محله ، محیط کار، دانشگاه و دبیرستان را جایگزین محض رابطه با نهاد های مدنی می کند.این نوع از ارتباط اجتماعی در انقلاب صورت گرفت اما به دموکراسی منجر نگردید.چرا که شبکه اجتماعی با وجود نهاد های مدنی مرجع استوار می ماند. همچنین نادرست خواهد بود که راه سبز امید با احزاب موجود در جامعه به رفتار سیاسی بپردازد و از انان فقط حمایت بخواهد.این گونه سیاست ورزی ساخت قدرت سیاسی را دموکراتیک نخواهد کرد.بلکه باید از انان تعامل را طلب کند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 16:10 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
|
با
این همه در ایران هم اکنون انقلابی آغاز شده است که ادامهی انقلاب اول
(انقلاب مشروطه) است (انقلاب مکمل) چرا که دو نظام دیکتاتوری، یکی پس از
دیگری، انقلاب نخست را سترون کردند و راه را بر هستی و رشد پیآمدهای آن
بریدند. هدف انقلاب کنونی، به هستی آوردن پیامدهای پلورالیستی و ملی
انقلاب بورژوازی است. پس این یک انقلاب قائم به ذات نیست، یعنی یک انقلاب
دوم نیست، بلکه یک انقلاب مکمل است. برای به انجام رساندن این انقلاب، ملت
مختار است که از همهی «حقوق طبیعی» و «حقوق بشر»یِ خود استفاده کند یا
تنها از برخی از آنها استفاده کند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 13:10 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
|
مجازات رژيم و زمامداران: تحريم اقتصادی و
حمله ی نظامی، تنبيه ايران و ايرانيان است. نمی توان(نبايد) بجای رژيم
سرکوبگر جمهوری اسلامی، ايرانيان و ايران را مجازات کرد. بايد جنايت کاران
مجازات شوند. بايد همه ی دموکراسی خواهان بسيج شوند و پرونده ی سران رژيم
را به اتهام "جنايت عليه بشريت" جهانی سازند. اين راهی است که به روی ما
گشوده است. بايد کوشش کرد تا پرونده ی حقوق بشر و جنايت عليه بشريت
جايگزين پرونده ی تحريم اقتصادی و حمله ی نظامی گردد. دفاع از يک نوع
تحريم، عملی اخلافی است. بايد فروش ابزارها و تکنولوژی سرکوب و شنود به
رژيم ايران ممنوع گردد. اين تحريمی است عليه رژيم، و به سود مردم ايران.
ايرانيان مقيم خارج بايد آن چنان پرونده ی جنايت عليه بشريت را جهانی
سازند که سران رژيم جرئت نکنند پايشان را از ايران برون بگذارند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 13:7 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
![]() هدف مبارزه: هدف مبارزان سرنگونی رژيم است، يا رسيدن به نظام دموکراتيک کثرت گرای ملتزم به حقوق بشر؟ به تعبير ديگر، نمی توان(نبايد) راه و روش را با مقصد و هدف اشتباه کرد. آدمی بايد در گام اول هدف يا اهدافی را برگزيند، سپس راه يا راه های رسيدن به آن هدف و مقصد را کشف کند. تا حدی که من می فهمم، سرنگونی رژيم برای برخی از افراد به هدف تبديل شده است. اين راهی بود که در سال ۵۷ يک بار در ايران تجربه شد و نتيجه ی آن هم در مقابل چشم همگان است. اما اگر افراد و گروه ها واقعاً به دموکراسی و حقوق بشر اعتقاد دارند و آنها را حلال مسائل و رافع مشکلات کشور می دانند، بايد متکی بر تجربه های گذار نشان داد که گذار به دموکراسی چگونه امکان پذير است؟ اگر معتقدان به سرنگونی رژيم نشان دهند که از راه سرنگونی و انقلاب می توان به دموکراسی رسيد،همه ی دموکراسی خواهان با آنها در يک جبهه قرار خواهند گرفت. در صورت اثبات چنان مدعايی، همه ی معتقدان به اين راه بايد آستين ها را بالا زنند، به ايران بازگردند و رژيم را سرنگون سازند. اين حق افراد است که مطابق فهم و درک خود عمل کنند. آنها که در داخل کشور در حال مبارزه اند، مطابق باورهايشان، در ساختار متصلب و سرکوبگر؛ آن گونه که درست می دانند عمل می کنند. نمی توان(نبايد) باورهای خود را به ديگرانی که آنها را قبول ندارند، تحميل کرد. اگر اين باورها را واقعاً درست می دانيم، بايد خود به آنها عمل کنيم و از طريق عمل برای ديگران الگوسازی کنيم. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 20:32 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
او حالا لحظهای به خود اجازه داد از خود در خلوت خود بپرسد اگر پدرم را به همین زیرزمین بیاورم و او را چنان کنم که با من کرد، آیا باز هم میتواند پدر من باشد ، با استناد به معجزه زیرزمین و تجربه خود گفت: "البته که دیگر آن پدر سابق نخواهد بود و شاید هم من پدر دانا باشم و او فرزند نادان". دوباره افکار تخیلی خود را در دایره وسیع تر گسترش داد گفت: رهبر ، شخص اول حکومت را که من ذرات وجود خود را از آن او میدانم، اگر به زیرزمین خود بیاورم، آیا باز هم دانای کل خواهد بود باز هم عظمت سابق را خواهد داشت؟ جواب داد: همه طبل تو خالی هستند حتی رهبر و انگار از دنیای خیال بیرون آمده باشد با مشت به سرخود زد و گفت: شیطان در جلد من نفوذ کرده است. و برای اینکه خود را از پلیدیها پاک سازد گفت: لعنت بر شیطان ، که شیطان همه جا حضور دارد حتی در درون این ماشین..ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 20:26 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
بسيج اجتماعی حول محور جنايت عليه بشريت: فعاليت های
حقوق بشری اموری هستند که بيشترين افراد را جمع می آورند. افراد و گروه
ها، به طور طبيعی، درباره ی همه ی مسأئل اختلاف نظر دارند. اما اعلاميه ی
جهانی حقوق بشر، که ايران هم آن را امضأ کرده است، مورد توافق همگانی است.
افراد کثيری را می توان حول مصاديق اعلاميه ی جهانی حقوق بشر گرد آورد.
تمامی رهبران جنبش سبز به صراحت تمام گفته اند که در حوادث اخير جنايات
وحشتناکی رخ داده است که بايد آمران و عاملان آنها محاکمه و مجازات شوند.
کمپين مبارزه با "جنايت عليه بشريت"، حزب يا سازمانی سياسی نيست و نمی
تواند و نمی خواهد در خدمت گروه خاصی قرار گيرد. به همين دليل افرادی که
بيانيه ی اين کمپين را امضاء کرده اند دارای گرايش های سياسی متفاوتی
هستند. کمپين اقدامی حقوق بشری است که از توانايی بالايی در بسيج اجتماعی
برخوردار است. ماده ی ۲۱ اعلاميه ی جهانی حقوق بشر نيز يکی از مواد اين
بيانيه است. به تعبير ديگر، دفاع از حق تعيين سرنوشت، مشارکت در شکل دادن
به نظام سياسی و ناشی بودن مشروعيت نظام سياسی از آرای مردم،هم يکی از
ارکان حقوق بشر است. چه کسی اثبات کرده است که فعاليت حقوق بشری،فقط و فقط
محدود به صدور بيانيه های محکوميت و حمايت است؟ فعاليت حقوق بشری اگر
بخواهد موثر باشد، بايد به عمل جمعی تبديل شود. برای اينکه جمهوری اسلامی
تجربه ی زيادی در ناديده گرفتن محکوميت های محدود به بيانيه های فاقد عمل
دارد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 22:39 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
![]() ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 12:54 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
![]()
بر اساس اطلاعات موثق از درون حکومت، مهندس موسوی وبسیاری دیگر از نیروهای اصلاح طلبان این هفته توسط کودتاچیان دستگیر خواهند شد. با برنامه ریزی و هماهنگی سبز خود جلوی این اقدام کثیف آنها را بگیریم و گامی دیگر به سوی پیروزی برداریم.در این راه دفاع از آزادی و حقوق بشر را به آزمایش گذاشته ایم نه چیز دیگر!این اقدام ما هرگز به معنای وحدت با اصلاح طلبان تعبیر نخواهد شدبلکه رویه ما به معنای دفاع از زندانی سیاسی ، آزادی های سیاسی احزاب و اقلیت ها قومی ومذهبی و سندیکاها و نشر بیان واجتماعات سیاسی و مبارزه برای حکم لغو اعدام ـ به یک پیروزی مبدل خواهد شد ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 22:42 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
|
جامعه ایران یکی از خشن ترین حکومتها را به ارث برده است و عمق فاجعه به
حکومت ختم نمی شود در بطن جامعه هم خشونت بیداد میکند که از سوی حکومت
بازتولید شده و بمانند سمی مهلک از درون خانه ها شروع میشود و در انظار
عمومی همگان شاهد آن میشوند و در تاریکخانه های مخوف که ما آنرا در یک
کلمه پنچ حرفی بنام زندان می شناسیم اوج نابودی انسان و انسانیت در سکوت و
گاهی هم نظارت دیگران و مظلومیت زندانی رقم می خورد .آیا وقت آن نرسیده
است که پرسیده شود :دلیل این همه خشونت چیست ؟ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 13:15 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
|
یافتن وجه مشترک بین این حرکتهای اعتراضی از الویتهاست وجه مشترکی که همه جنبشها بتوانند بخشی از هویت خود و عدالت را در آن حس کنند و این تنها با محور قرار دادن مسئله بشری و جهانشمولی تحقق پذیر است . در این میان اگر جریانی بخواهد بخاطر ماهیت واپسگرایانه خود حقوق بشر را طبق دید سنتی تعریف کرده و حقوق بشر را ابزار غرب قلمداد کند باید گفت پر بیراهه رفتن است و عاقبت چنین نیروهائی بخیر باشد همانطوری که عدالت اجتماعی در مالکیت هیچ نیروئی نیست حقوق بشر هم به همین ترتیب در باز خرید هیچ قدرتی نیست این خواستها آرزوهای ابدی انسانها بوده و خواهد بود ![]() ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 15:12 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|||
|
ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 11:35 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||||
|
|
|
|
![]() براي نيروهاي جامعه مدني، براي سکولارها، براي دگرخواهان، براي تمامي قربانيان «حذف» در جمهوري اسلامي ـ يعني دموکراسيخواهان ـ ضروري است که از آمادگي ذهني، روانشناختي، و سياسي نسبت به مرحله بعدي جنبش برخوردار باشند. اگر جنبش سبز قادر باشد با نوآوري، انعطاف و رعايت حق و حقوق تمامي ايرانيان گذار به دموکراسي را تسهيل کند، طبعا، احتياجي به بديلهاي ديگر نيست. ولي تجربه جوامع استبدادزده نشان ميدهد که براي گذار به دموکراسي، دستکم دو نيروي اساسي ميبايد با هم به مصالحه و چارهانديشي نهايي بپردازند: بخش دورانديش، اصلاحگرا، و مسئولتر رژيم استبدادي، از يک سو، و اپوزيسيوني معتدل، عملگرا و محکم، از سوي ديگر، که مشترکا بتوانند اين بار سنگين را به مقصد برسانند. تا امروز، موسوي و کروبي را ميتوان نماد جزء اول دانست. ولي نيروي نسبتا متشکل معتدل، دموکراتيک، سکولار و عملگرا کجاست؟ با توجه به گوناگوني و تکثري که در ايران، از حيث خانوادههاي سياسي، فرهنگها و زبانها، اديان و مذاهب، طبقات، جنسيت و نسلي وجود دارد، ميبايد پذيرفت که اين بخش از جامعه ايران ميبايد الگويي فراگير را مد نظر داشته باشد که نه تنها نسبت به گرايشهاي دروني خود برخوردي واقعگرايانه داشته باشد، که فراگيرتر از آن، جايگاه دينگرايان و جداشدگان از بلوک قدرت را نيز پيشبيني کرده باشد. بايد بپذيريم که از راه حلهاي آرماني بسيار به دوريم. اين جنبش فراگير ملي و متکثر را ميتوان جنبش رنگينکماني خواند: مجموعهاي از رنگها که به شکلي سازمان يافته و همسو مکمل يکديگرند. رهبري سياسي جنبش رنگينکمان آتي ديگر نميتواند نسبت به حقوق و مصالح اسلامگرايان و يا ساير اديان و مذاهب، زنان، دگرخواهان و دگرباشان، اقليتهاي قومي ـ فرهنگي، و گرايشهاي سياسي گوناگون (مادام که يک چهارچوب وسيع دموکراتيک را پذيرا هستند) بي اعتنا باشد. شخصيتها تنها نماد چنين جبهه فراگيري خواهند بود و نه «روح» آن. ولي از امروز و اکنون نيز غافل نشويم! مشغله اصلي امروز حفظ و تقويت و دموکراتيزه کردن جنبش سبز است.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 23:34 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر
انقلاب نتیجه اقدام سیستماتیک توده های سازمانیافته و متشکل حول اهداف
مشخصی تحت هدایت و رهبری حزبی و یا شخصیتی رخ میدهد. در مقابل آن و در
مرحله پائین تر قیام و شورش قرار دارد که نتیجه عصیان مردم در غیاب احزاب
و رهبری و فاقد برنامه می باشد که معمولا به شورش کور منجر میشود . شورش
کور دچار خشم و احساسات است و بدلیل حاکم نبودن عقل و منطق بر آن ، از
نارس ترین پدیده دگرگونی محسوب می شود و حتی به فاجعه ای عظیم می تواند
ختم گردد.در ایران در شرایط کنونی اتفاق شورش کور به واقعیت نزدیکتر است
تا انقلاب . دلیل آنهم پر واضع و ساده است جامعه چنان شکاف برداشته است
که..... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 19:56 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
|
این اولین بار نیست که رژیم بگیر و ببند را بکار بسته، جو ارعاب و خشونت
غیرقابل تصور را بر جامعه حاکم ساخته است و باز اولین بار نیست که رژیم با
مهارتی خاص و پیچیده، جامعه را تقسیمبندی و دشمنان خود را طبقهبندی کرده
است وهربار به سراغ یکی از آنها رفته و نیرویی را که میتوانست سرآغاز
جنبش فراگیر شود در نبردی نابرابر در نطفه خفه ساخته تا مانع پیوند آن
حرکت با دیگر حرکتهای جامعه شود. در آخر هم این حرکتها در تنهایی و بدون
حمایت و عکسالعمل دیگر جنبشهای اعتراضی سرکوب شدهاند. در این میان
هربار حرکتی شده است، مدتی بارقههای امید نصیب آزادیخواهان شده و ناامیدی
و یأس ناشی از طولانی بودن زمان مبارزه، جای خود را به جنب و جوش موقتی
داده است. در مقابل رژیم مثل هربار با سرکوب و شکنجه و اعترافگیری از
فعالین این حرکتها، چنگ و دندان خود را به رخ دیگران کشیده است و حتی با
نمایش فجیعترین اعمال ضدانسانی در میدانهای شهرها و روستاها و با دار زدن
و سنگسار کردن انسانها و پخش عمدی صحنههای تکان دهنده، قصد دارد بذر
وحشت و ترس را در جامعه کاشته و نهایتاً کنترل خود را بر تودهها تحمیل
سازد که نتیجه طبیعی آن انفعال جامعه و تن در دادن آن به سرنوشت غمبار
بوده است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 10:22 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
![]() ![]() در نوشتهها و صحبتها چنان خشم و کینه مشاهده میشود که انگار همه در جنگ با هم هستند. همه اینها نشانههای یأس و ناامیدی هستند و شرایط روحی که بسیار سنگین است تا حذف همدیگر حاضر نیستیم از پای بنشینیم. حقانیت ما وقتی جلوه میکند که آن دیگری نابود شده باشد و ذلیل و خوار بگردد و آنگاه چند صباحی مغرورانه شادمان میشویم. بعبارت دیگر ما و فاجعه را تجربه میکنیم بدون اینکه آن را درک کنیم. تخلیه جامعه و انسانهایش از خشونت و نفرت و جایگزین ساختن آرمان والای بشری با مقوله حقوق بشر از حداقل وظایف نیروهای اجتماعی و سیاسی میباشد.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 20:0 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
![]() ![]() انتقام یا لغو مجازات اعدام: اخلاقی ترین برنامه ی کیفری دموکراسی خواهان، لغو مجازات اعدام، و بخشش پس از کشف حقیقت است. شعارهای انتقام جویانه، بهترین ابزار برای سلطان است که نیروهای سرکوبگرش را منسجم سازد. برای اینکه او به آنها خواهد گفت: هرگونه تغییر و تحولی به مجازات و اعدام همه ی شما منجر خواهد شد. بقای شما در سرکوب مداوم است، پس بزنید و بکشید تا زندگی کنید و از منافع رژیم سود برید. اندیشه ی لغو مجازات اعدام هنوز در میان دموکراسی خواهان و مدافعان حقوق بشر، به اجماع تبدیل نگشته است. گذار مسالمت آمیز به دموکراسی، نه تنها مشروط به وجود بسیج و جنبش اجتماعی است، بلکه متکی بر میز مذاکره، توافق های دردناک، بخشش و عدم فراموشی، و شرکت همه ی اقشار اجتماعی در انتخابات رقابتی منصفانه و آزاد است. آشتی ملی: گذار مسالمت آمیز به دموکراسی، بدون آشتی ملی، بسیار دشوار خواهد بود. تاریخ نزاع های سه دهه ی گذشته چون باری سنگین بر دوش همه افتاده و گام نهادن به پیش را دشوار کرده است. ما نیازمند آنیم که درباره ی حوادث سه دهه ی گذشته به طور شفاف گفت و گو کنیم. هیچ یک از ما نه قاضی است، نه دادستان، نه دادگاه، نه مجری حکم. هدف گفت و گو کشف حقیقت به منظور عدم تکرار فجایع و خشونت است. باید از گذشته درس گرفت. مسأله ی ما استبداد و سرکوب بود و هست. با عبرت گرفتن از گذشته، باید به دادگاه های انقلابی و خلقی پایان بخشید، باید تسویه کردن مخالفان و متفاوت ها را به بایگانی تاریخ سپرد، باید به دگراندیشی و دگرباشی خوشامد گفت، باید به عقاید دیگری احترام نهاد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 11:52 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
|
١٠ مرداد ![]() گزارشگران بدون مرز نگرانی شدید خود را از آغاز به اصطلاح " محاکمه" مسوولان و شرکتکنندگان در "اعتشاشات" اعلام میکند. در میان " عوامل میدانی " چندین روزنامهنگار نیز دیده میشود که در پی اعتراضا گسترده به تخلف و تقلب در انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری در ٢٢ خرداد بازداشت شده بودند. خطر اتهام محاربه برخی از آنها را تهدید میکند. گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام میکند " یک بار دیگر در مضحکهای به نام دادگاه حقوق متهمان زیرپا گذاشته شد. آن دسته از متهمانی که وکیل داشتند، وکلایشان از برگزاری دادگاه بی خبر بودند و تعدادی دیگر را به محل برگزاری محاکمه راه ندادند. دادگاه انقلاب هیچکدام از موازین داخلی و بین المللی را رعایت نمی کند. این یک دادگاه نبود جلسه بازجوی تزئین شده به شکل دادگاه بود. ما خواهان اعزام نمایندگان سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر به ایران برای بازدید از زندان و ملاقات با زندانیان هستیم. " محمد علی ابطحی وب نگار وبلاگ وبنوشت که در تاریخ ٢٦ خرداد ماه بازداشت شده بود و محمد عطریانفر مدیر مسئول بسیاری از روزنامه های ایران که در تاریخ ١٥ خرداد بازداشت شده بود از جمله " عوامل میدانی " بودند که به همراه ده ها نفر دیگر با اتهاماتی چون " شرکت" و یا عکس و فیلم برداری از تظاهرات به این دادگاه آورده شده بودند. در کیفرخواست این افراد "متهم" به " اقدام علیه امنیت ملی، تخریب اموال شخصی مردم " و انقلاب مخملی" وبرهم زدن نظم عمومی شدهاند. در بخش هایی از این کیفرخواست به " اعترافات" روزنامه نگاران و متهمان استناد شده ااست، از جمله به "اعترافات" مازیار بهاری خبرنگار نیوزویک که در تاریخ 26 خرداد بازداشت شده بود. و یا بدون نام بردن صریح به اعترافات "یک جاسوس اسرائیلی" که احتمالا اشاره به حسین درخشان وبلاگ نویس ایرانی است، که از تاریخ ١١ آبان ماه به گفته خانواده اش در زندان بسر میبرد . صالح نیکبخت وکیل ده تن از زندانیان و از جمله محمد علی ابطحی، محمد عطریانفر، مازیار بهاری و محسن میردامادی به گزارشگران بدون مرز اعلام کرد : " من تا ساعت یازده صبح امروز از برگزاری دادگاه موکلان خود خبر نداشتم. بعد هم به محل دادگاه رفتم مرا به محل برگزاری محاکمه راه ندادند. پس از اصرار من آقای مرتضوی دادستان تهران گفت از فردا می توانید در دادگاه شرکت کنید. اما این دادگاه به دلیل عدم حضور وکلای متهمان بنا بر اصل ١٣٥ قانون اساسی مصوبه شورای تشخیص مصلحت غیر قانونی است و اظهارات زندانیان در این دادگاه هیج ارزش قانونی ندارد. من تا امروز نتوانسته ام با موکلین خود ملاقات و یا پرونده آنها را ببینم" در این دادگاه فقط رسانه های نزدیک به دولت و نهادهای قضایی – امنیتی حضور داشتند. و از حضور خبرنگاران مستقل جلوگیری شده بود. خبرگزاری امنیتی فارس اعلام کرده است که برخی از متهمان اگر به محاربه متهم شوند به اشد مجازات محکوم خواهند شد. گزارشگران بدون مرز |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 21:51 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|||
|
گفتگوی شهروند با دکتر علیرضا اصغرزاده در مورد جنبش اخیر ایرانگفتمان حقوق بشر روایت غالب جنبش ایران استگفتگو: لیلا مجتهدی
دکتر علیرضا
اصغرزاده تحصیلات تکمیلی اش را در رشته های علوم سیاسی، فلسفه و جامعه
شناسی در دانشگاه تورنتو به پایان رسانده است و هم اکنون در دانشگاه یورک
به تدریس و تحقیق در حوزه های جامعه شناسی و آموزش و پرورش مشغول است. در
کنار دیگر تألیفات، او مؤلف "ایران و چالش گوناگونی ها" (نشر پال گریو) و
یکی از مؤلفین "تحصیل و تفاوت در آفریقا" است. او همچنین مقالات متعددی در
مورد ایران، آذربایجان، خاورمیانه، تئوری اجتماعی، تئوریهای جامعه شناسی،
زبان، پداگوژی و غیره در نشریات علمی و آکادمیک به چاپ رسانده است.دکتر اصغرزاده در میان آذربایجانی ها چهره ای محبوب و سرشناس است و نظرات آکادمیک ایشان همواره روشنگرانه و راهنما بوده است. از این رو با ایشان به گفت وگو نشستیم تا در مورد جنبش اخیر اعتراضی در ایران و مسائل پیرامون آن بشنویم. ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 13:59 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||||
|
|
|
|
|
اگر چه علی خامنه ای از کشور خارج نمی شود، اما محمود احمدی نژاد
و اعضای کابینه اش، یعنی مجریان جنایات رژیم، دائماً به کشورهای مختلف سفر
می کنند. ما می توانیم و باید جامعه ی جهانی را قانع سازیم تا به محض
خروج احمدی نژاد از کشور، وی را به اتهام جنایت علیه بشریت بازداشت کنند.
از همین امروز باید این فعالیت در دستور کار جمعی قرار گیرد. این تحریم و
محاکمه نه تنها موجب افزایش درد و رنج مردم ایران نمی شود، بلکه امید به
عدالت و آزدای و دموکراسی را در مردم ایران افزایش می دهد. این کاری است
که بیشترین صدمه را بر رژیم سلطانی وارد خواهد آورد. ![]() ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 12:5 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
|
٦ تیر
27 ژوئن - در سکوت زندان اوین چه می گذرد؟
" گزارشگران بدون مرز گزارشات متعددی از شکنجه کردن بازداشت شدگان دریافت کرده است. پاسداران و نمایندگان سعید مرتضوی دادستان انقلاب تهران با برخی از روزنامه نگاران و وبنگاران زندانی رفتار خشونتآمیز دارند. گزارشگران بدون مرز در روز جهانی مبارزه با شکنجه از جامعه جهانی میخواهد همهی توان خود را برای شکستن سکوت در باره زندانیان عقیدتی اوین بکار گیرند. امروز زندان اوین همچون استادیوم ورزشی سانتیگو شیلی در بعد از کودتای ١٩٧٥ پینوشه، به زندانی خونین که خودسری در آن حکومت می کند تبدیل شده است. " ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 16:26 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
|
در روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در روز جمعه 12 ژوئن، هزاران هزار نفر در تظاهرات و راه پیمایی ها در سراسر کشور شرکت و هم فرایند و هم نتیجه انتخابات را محکوم کردند. عفو بین الملل از همگان می خواهد اطلاعات خود را در باره دستگیری ها، قتل ها و دیگر موارد نقض حقوق بشر در ایران به هر زبانی که مایل هستند به نشانی iran.alerts@googlemail.com بفرستند. در مورد تمام اطلاعات به صورت محرمانه عمل خواهد شد. http://www.amnesty.org/ar/fa/iran-election-unrest : آدرس عفو بین الملل |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 15:58 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
||
بنیاد حقوق بشر بدون اینکه وارد جزئیات روند سیاسی و انتخابات شود به رژیم جمهوری اسلامی اعلام میکند شما فضای سیاسی ایران را چنان آلوده و خشونت آمیز ساختید که هر آن این رفتار شما میتواند دامن خود شما را نیز بگیرد شما افراد رژیم ، خود دارای خانواده و والدین و فرزندانی هستید و کاری نکنید که جامعه بسیار ملتهب ایران به چنان فازی وارد شود که مدنیت از آن حذف شده و خشونت چنان فضای کشور را بگیرد و کار به آنجا برسد که وابستگی به خانواده افراد رژیم جرم محسوب شود . بنیاد حقوق بشر بر اساس تحلیل خود و خشم نهفته در جامعه ایران ، رژیم را به پایان ددمنشی ها دعوت میکند و نسبت به عواقب پلیسی کردن جامعه هشدار میدهد .جنایتی که در دانشگاه و در سی خرداد اتفاق افتاده است نشان میدهد که رژیم خود را برای قتل عام مخالفان خود آماده ساخته است و لازم است رژیم بداند که خشم جامعه و کنترل آن مرزی دارد که اگر ظریفت جامعه در تحمل خشونت فراتر برود دیگر هیچ قدرتی نیروی جامعه را نخواهد توانست در اختیار داشته باشد ، پس به رژیم هشدار داده میشود که سریعا به دستگیریها و جنایت پایان دهد که تمام این اعمال در محاکم جهانی بعنوان جنایت علیه بشریت قابل تعقیب میباشد . از سوی دیگر از مجامع جهانی و حقوق بشری درخواست میشود سریعا فشار قاطع خود را بر رژیم اسلامی وارد سازند تا هرچه زودتر به بربریت عریان رژیم پایان داده شود. ادامه مطلب |
|||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 15:44 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
|||
|
|
|
|
|
این قبیل برتری طلبی ها در جای جای این سیاره زیبا اما با آدمیانی تجاوزگر موجود است و چنین است که انسان با اینچنین بودن خود حتی به جهنم خدایان نیز نیازی ندارد چرا که جهنم با موجودیت خود انسان به تحقق پیوسته است در حالی که باید پرسیده شود ای جوهره اهریمن و ای نماد پلیدیها که خود را انسان و بالاتر از دیگران و دانا و اشرف مخلوقات میدانی ، چه کسی چنین حقی را به شما داده است ؟ مبنای انسانی و حقوقی این امتیاز از چه چیزی ناشی میشود ؟ جواب این خواهد بود که این افراد به یکی از اهریمنانی تعلق دارند که در بالا قید شده است. باید دید که آیا روزی فرا خواهد رسید ؟ که انسان پرسشی را بدور از تاثیرات توجیه گونه این سه گروه از خود کند که اینهمه سلاحهای گوناگون که تولیدات آن بی وقفه ادامه دارد و حتی بیشتر هم میشود و این همه سازمانهای نظامی ، پلیسی و مخفی که کنترل جوامع را سازماندهی میکنند و شب و روز دست اندرکار طرحهای مخوف خود برای بشریت هستند برای چیست ؟ آیا اساسا موجودیت موجودی بنام آدم یک اختلال در ساختمان پروسه تکامل بوده است ؟ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 15:23 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
||||
ادامه مطلب |
|||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 16:47 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
|||||
|
|
|
|
![]() امروزه موضوع حقوق بشر و واكنشهاي جهاني نسبت به نقض آن در بسياري از جوامع انساني در راس موضوعات مربوط به امنيت انساني قرار گرفته است. برپايي دادگاه بين المللي رسيدگي به جرائم و جنايات بشري در شرايطي كه هنوز وجود نهادها و سازمانهاي بين المللي از دسترسي به ساز و كارهاي مؤثر براي تضمين رعايت حقوق بشر توسط دولتهاي ملي برخوردار نشدهاند، گام مثبتي براي تامين يكي از ابعاد مربوط به امنيت انساني است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 15:0 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||
|
|
|
|
|
هیچ انسان سالمی آرزوی بازجو نشدن را ندارد اما حسین شریعتمداری چنین
آرزویی دارد هر چند که هست و این صادقانه ترین آرزوی اوست چرا که محیط
موجود او چنان آغشته است که او نتنها از این آرزو احساس شرم نمیکند بلکه
افتخار هم میکند و حتی چنین افرادی پاداش هم میگیرند . آنچه که یک انسان سالم باید به آن دقت کند اینست که نوع دید او به همنوع او تحت هر نامی که باشد مهم است وگرنه توجیهات برای جنایت همیشه موجود هست و دوری از این رفتار اختلال آمیز که بخشی از بشریت دچار آن هستند شاخص یک انسان رشد یافته است که حسین شریعتمداری و امثال او فاقد آن هستند . فراموش نباید کرد که در حیطه ملتها هم چنین روند ناخوشایندی میتواند رخ دهد و هر ملتی خود را برترین ملتها بداند اما کجاست آن قضاوت متمدنانه ، درک کند که تاریخ بشریت بی اعتنا به نام ملتها همواره آلوده به جنایت بوده است و استثنایی هم وجود ندارد و مهم نوع برخورد به همنوعان خود در زمان کنونی میباشد و برای رسیدن به آن باید شهامت داشت . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 15:4 توسط تریبون آزاد بنیاد حقوق بشر
|
|
||